محمد خوانسارى
60
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
« دانستن دو گونه است : يكى اندر رسيدن كه به تازى تصور خوانند ، چنان كه اگر كسى گويد مردم يا پرى يا فرشته و هرچه بدين ماند تو فهم كنى و اندريابى » ( دانشنامه ، ص 5 ) . تصوّر بديهى تصور معلوم به خود ( - اوّلىّ و بيّن ) . ( - تصور ضرورى ، تصور بيّن ) ( - / تصور نظرى ، تصور مكتسب ، تصور غير بيّن ) . تصوّر بيّن تصور بديهى . تصوّر تامّ تصور كامل از يك چيز كه كاملا مطابق و موافق آن باشد . يعنى همهء ذاتيات آن را در بر داشته باشد . امام فخر رازى بر آن است كه تصوّر داراى شدت و ضعف نيست . در صورتى كه تصديق درجات مختلفى از شدّت و ضعف دارد . امّا خواجه اين نظر را در مورد تصوّر صحيح نمىداند . زيرا اگر تصوّر را شدّت و ضعفى نباشد ، لازم مىآيد كه تصوّرى كه با حدّ حقيقى شناخته شده همچون تصورى باشد كه با رسم شناخته شده و حال اينكه چنين نيست ( شرح اشارات ، ص 14 ) . و بهرحال تصور گاهى مبهم و محو و تاريك است ، و گاه صريح و روشن ، و گاه كاملا صريح و روشن . مثلا كسى كه هرگز شير را نديده و آن را براى او توصيف كنند ، تصورى از آن در وى پديد مىآيد . اما البته بسيار محو و مبهم . و همينكه عكس آن را ببيند تصور روشنتر مىشود . و وقتى بر روى پردهء سينما در حال حركت و فعاليّت و شكار او را ببيند ، و زئير آن را بشنود ، باز تصوّر صريحتر مىشود . تا اينكه بالاخره خود آن را مستقيما ادراك كند كه ديگر كاملا تصور صريح و مطابق واقع خواهد بود . و همينطور است در مجرّدات كه هرقدر تعريف كاملتر تصور آنها كاملتر . ( - تصور حقيقى ) ( - / تصور ناقص ) . ( - حدّ ، ص 252 ) « تصور چيزها يا تصورى تام بود بر وجهى كه صورت ذهنى آن چيز مطابق صورت خارجى باشد بىهيچ تفاوت ، يا تصورى غير تام بود بر وجهى كه صورت ذهنى نزديك بود به صورت خارجى يا شبيه به آن يا تصورى فاسد بود غير مطابق » ( اساس ، ص 340 ) . « معرّف هر چيزى آن چيز باشد كه تصور او موجب تصور حقيقت آن چيز باشد ، و آن را تصوّر تام خوانند ، و هو الإحاطة بكنه حقيقة المتصوّر » ( درّة التاج ، ص 44 ) .